چون برقماني معني نميدهد. ساير اجزاي نام او هم مسلم نيست. پزشك يهودي ــ شايد قرائي ــ كه مدتي پس از ابن ميمون، در اسكندريه برآمد. او رسالهاي دربارهٴ بهداشت به زبان عربي نوشت، در ده فصل، با عنوان المقالة المحسنية بحفظ الصحة البدنية.
يوسفبن قزاوغلي
شمسالدين ابوالمظفر يوسفبن قزاوغليبن عبداللّه، مورخ مسلمان (عراقي) (1186 ـ 1257).
اغلب او را سبط ابن جوزي مينامند. پدرش از غلامان ترك يحييبن محمدبن هبيره (وفات: 1165)، وزير مقتفي و مستنجد عباسي بود. قزاوغلي زير نظر خواجهاش تربيت شد و با دختر ابن جوزي (وفات: 1201) ازدواج كرد. پسر آنان يوسف در 1186 ـ 1187، در بغداد زاده شد و زير دست پدربزرگش ابن جوزي تربيت يافت. پس از فراغت از تحصيل در بغداد يك چند به سفر پرداخت، سپس، در دمشق مقيم شد، و به موعظه و تعليم فقه حنفي مشغول گشت تا اين كه در 1257، از دنيا رفت.
از آثار اوست: 1) كتاب مرآة الزمان في تاريخ الاٴعيان، در تاريخ عمومي عالم از بدو خلقت تا سال 1256، كه تأليفي بسيار مفصل است، نسخهٴ كامل آن وجود ندارد و فقط به صورت ناقص در دست است.
2) تذكرة خواص الاٴمّة بذكر خصائص الاٴئمة (دربارهٴ تاريخ خلافت عليبن ابي طالب و خاندان او).
3) كتاب الجليس الصالح و الاٴنيس الناصح، كه براي تعليم موسي ملقب به ملك اشرف ايوبي امير دمشق (1237)، نوشته شده است. مقايسهٴ اين كتاب با آثار متعدد لاتيني كه به همين منظور در سدهٴ سيزدهم، نوشته شده است بسيار جالب خواهد بود1.
4) كنز الملوك في كفاية السلوك، مجموعهحكايات.